Solange :)

(قبل از اینکه برم بیرون فایل صوتی صدای قشنگشو واسش فرستادم ...)

وقتی برگشتم دیدم نوشته:

- وااااای :) این کجا بوده؟!

+ واااای :) چرا واااای؟!

- سورپرایز بود

+ اره دقیقا فرستادم که سورپرایزتون کنم چون صداتونو دوست دارین، قشنگ بود :) ؟!

- نه اینقدر هام جالب نیس صدام

+ قبلا که اون فایل شعر خوانی تونو فرستادین، گفته بودین وقتی به صدای نایس خودم گوش می کنم لذت می برم. منم اینو فرستادم که سورپرایز بشین ... ناراحت که نشدین یه وقت؟! ...

+ اینو هیچکس به جز من نداره، همه که مثل من نیستن :)


+ می دونین، من ویس اکثر کلاس هامو دارم برای روزی که زمان خیلی گذشت و دلم تنگ شد ...

تنها صداست که می ماند :)

- ممنون که فرستادی، نگهش می دارم، واسه منم خاطره میشه ...

+ اوهوم حتما :)

....

نظرت چیه؟! چه حسی از این مکالمه گرفتی؟!

اولین چیزی که تو ذهنت اومد چی بود و بعدش؟! ...

هرچی به ذهنت رسید بگو پلیز ...

نظرات  (۱۵)

الان فکرمیکنه کیه که وویسشو نگه داشتی!😅😂
پاسخ:
اینکه اون چی می فکره مهم نیست! من به سبک خودم زندگی می کنم :-*:-D
یکی که حواسش به یکی هست:)))
پاسخ:
اههخ دقیقا :-D
:My ridicules sense was 
!at first, a simple romantic conversation between you and ...... I don't know
at the end,intentional showing of an ambiguose complicated relationship between a student and her Master
پاسخ:
Wow! از لحن بیاانت خیلی خوشم اومد موسیوو ...
مقسی که منو می خونی ;-) لاااو
دخترک بشدت تنهاست . . .
پاسخ:
به شددددت ... زدی به هدف ...
اگه بیشتر توضیح بدی می تونم تنهایی رو از چشم تو خیلی شفاف تر نگاه کنم :) ...
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۳۱ محسن رحمانی
جالبه .
پاسخ:
مقسی
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۳۱ آقای دیوار نویس
حس اینکه صداس که میمونه :))
 
یواشکی ظبط کردین؟ 
پاسخ:
اره یواشکی اگه بشه گفت! اون نمی دونست ... وگرنه همه دانشجوها رکورد می کنن چیز عادیه :)
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۲۳ یا فاطمة الزهراء
مرسییییی :)) :*
پاسخ:
خواهههش :*
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۰۹ یا فاطمة الزهراء
یکم به منم بده از خودشیفتگیت :((
پاسخ:
حتما عزیزم:) بفرما :************* یه بغل حس نایسِ خودشیفته برات فرستادم :)
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۵۶ *یه خانوم گل*
اره دقیقا :دی بزن دهنش :دی
پاسخ:
:))) نمی تونم احترام استاد جان واجبه ...
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۵۲ یا فاطمة الزهراء
البته عاشق تو نیست :)) عاشق خودشه :)) خودش با خودش حال میکنه :))
پاسخ:
اره می دونم ... خودشیفته اس مثل خودم ...
منم با خودم خیلی حال می کنم ... :))
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۴۷ یا فاطمة الزهراء
موافقم که یه حالیه :))
و وقتی منو یاد رفیق جان که محبوبمه انداخته بدون رفتارش عاشقانه طور بوده
پاسخ:
اوووم پس بنظر تو عاشقانه اس ... جالبه :) مقسی قشنگ خانوم :*
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۱۰ *یه خانوم گل*
نه فکر نکنم فقط یکم خودشو برات گرفته :)
پاسخ:
می دونم می خواد پرستیژو حفظ کنه لانتوری :))))
حسش کمی گس بود. کمی سردرگمی. 
عادت کردیم الکی حسامونو قایم کنیم و مغلطه بازی راه بندازیم. 
تو حس کردی باید براش بفرستی پس فرستادی. ایشون هم اول که ذوق کرده ناخودآگاه. بعد که به عقل رجوع کرده کمی همه چی قاطی شده. پس یه راه میمونه فراموشی و خاموشی.
فک کنم دیگه نباید به این اتفاق و مکالمه اش فکر کنی. بزار حسش خوب بمونه.
ببخشید. چون خواستی بنویسیم نوشتم. 

پاسخ:
اووم می فهمم. تمش یکم سردرگمه این :)) دقیقا من حس می کنم اه بازی راه انداخته تا مغلطه :))
اره اول ذوق کرده .. منم ذوقشو می خواستم ... بعدش رفت تو قیافه :)))
اره به این مکالمه و اتفاق که واقعا فکر نمی کنم ... چون اصلا اون طور حس یعنی دوست داشتن هیچوقت از جانب من واسه اون نبوده ...
فقط می خواستم اگه یکم شاید جو سنگینه سبکش کنم :) خیلی خوشحال شدم از نوشتنت :) همیشه انقدر بنویس عشقی :)
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۵۷ یا فاطمة الزهراء
اولین چیز یاد خودم افتادم چند روز پیش چهار دقیقه و نیم حرف زدم :/ بعد رفیق جان جای مشورت دادن شروع کرد تعریف از صدام و گفتارم :)) میخواستم بکشمش این اولین چیز بود برای همین اولش قهقهه زدم
بعدش یه حس خوبی بهم دست داد از خود پستت بعلاوه ی خاطره ی خودم 
پاسخ:
اووووم مقسی عزیزم ... این مخاطبی که اینجا باهاش حرفیدم استادمه! چه حسی از مکالمه اش گرفتی؟!
من حس می کنم یه حالیه ...
۱۰ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۴۸ *یه خانوم گل*
یارو خودشیفته اس :) :دییییییییی
پاسخ:
اره اینکه خیییلی ... بنظرت از دستم ناراحت شده که صداشو رکوردیدم؟!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">