Solange :)

دوستان سلام :)

امیدوارم نایس باشین ... اینجانب بالغ بر دویست و ... وبلاگ بیانی رو با افتخار دنبال می کنم ...

دوست دارم از این به بعد حضور فعال تری داشته باشم ... شاید خودتون ندونین ولی از قشنگ ترین دلخوشی هامین و یونیک ترین لحظات نیمه شبانه مو می سازین ... شما و قلم های دوست داشتنیتون ... ساعت از دوازده که می گذره، چراغ ها رو خاموش می کنم ... می خزم زیر پتو، تو تختم و شروع می کنم به خوندنتون ... فکر کردن به زندگی های رنگی و دغدغه هاتون ... امیدوارم به زودی اینجا بنویسم ...

نظرات  (۳)

۱۴ دی ۹۶ ، ۱۰:۵۸ ــ یاس ــ
اتفاقا وبلاگ خودتم همچین حالی داره^ـ^ هم اینجا هم اون وبلاگ خاکستری نوشتهات
همیشه میخونم ولی اکثرا چیزی نمیتونم بگم، یه جوریه انگار خلوت نویسنده س، و اون حواسش پرت خودش و دنیاشه، سکوتشو نمیشه به هم زد، میشه خوندو پاورچین پاورچین برگشت:))
دوست دارم اینجا هم بنویسی 
پاسخ:
ایجاانم چقدر قشنگ گگگفتییی ... اتفاقا همیشه می گفتم چلا کسی چیزی نمیگه ... نگو نوشته هام حس خلوتو منعکس می کنن ... خیلی جالب بود, دوستامم همینو میگن ... اووم خودمم مس تو گاهی می خونمشونو پاورچین پاورچین میرم تو افق محو میشم :))
۱۴ دی ۹۶ ، ۱۰:۰۴ شیکپوش (^_^)
یه جوری توصیفش کردی که آدم حسودیش میشه بهت :))
پاسخ:
اووم مقسی عزیزم
۱۴ دی ۹۶ ، ۰۳:۲۹ ف.ع ‏ ‏‏ ‏
برای منم دقیقا شبا اون قسمت آخر اتفاق میفته :) 
پاسخ:
ایجااان ... اصن شب یه جور دیگس ... میدونی کیفیتش با روز خیلی فرق داره ... خیلی چیزا بیشتر می چسبه ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">