Solange :)

۵

خوابم میاد اما می خوام چیزی بنویسم, چیزی که بیرون نمیاد از دل تاریک ذهنم ... دوست داره مبهم و نمناک همونجا بمونه ... دلم یهو چقدر هوس نامه کرد! با کاغذهای کاهی ... تو دل سیاه شب, نهایت بامداد, صدای خش خش کاغذ و باز کردن چند تای ناقابل و دنیایی که پیش چشمت روشن میشه ... دقیقا مس شعله ی کبریت مردی که می رفت در دل تاریکی ... ذهنم پر از چراس ... بنظرت چرا ما ادم ها تا حد مرگ تو منجلاب رابطه های بی سر و ته دست و پا می زنیم؟! راه حل کجاست؟! ... 

نظرات  (۵)

پست چی که برای ما فقط قبض آب و برق و ... میاره!
پاسخ:
:-) :-D
۲۲ دی ۹۶ ، ۰۶:۱۴ گلاویژ ...
من هیچ وقت لذت نامه گرفتن و منتظر پستچی بودن رو تجربه نکردم... 
پاسخ:
می فهمم ... خیلی از ماها تجربه نکردیم واقعا ...
من فانتزی اینو دارن برام نامه بنویسن ولی فکر کنم هیچوقت عملی نشه در نتیجه خودم اینکار رو واسه دوست نزدیکم میخوام انجام بدم
رابطه ها نه همشون ولی اکثرا سطحی هست،لا اقل من میتونم بگم که دوس داشتن رو بلد نیستم
پاسخ:
هوووم می فهممت... چرا دوست داشتنو بلد نیستی؟! چرا یادش نمی گیری؟!
۲۱ دی ۹۶ ، ۱۱:۳۷ بامبـو ❧☘☙
نمی دونم
من که دست و پا نمی زنم!
اگه هم قبلا میزدم فکر کنم صرفا بخاطر این بود که خودم رو گم کرده بودم...
پاسخ:
اووم موافقم ... منم تو تنهاییم ته نشستم لذت می برم :-)
اخخخ انقد دوست دارم یه روز پستچی بیاد در خونه مونو بزنه یه نامه بیاره برام از یکی حالا هر کی بود مهم نیس یه رفیق ، فامیل یا هرکس دیگه ولی یه نامه باشه ! یه نامه ی واقعی!
خودم هم در نظر دارم که یه روز برای بهترین رفیقم این کارو بکنم و غافل گیرش کنم ((:
پاسخ:
Wow! چه یونیک ... من خیلی نامه می نویسم ... رو کاغذکاهی ... می ذارم تو پاکت ... و میدم به طرف ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">