Solange :)

۸

نوشتن یا ننوشتن؟! مساله این است!!! بین دوراهی مانده ام ....

نظرات  (۸)

۱۲ تیر ۹۷ ، ۲۲:۱۶ حامد سپهر
نوشتن یه جور احساس زنده بودنه
نذار این حس بمیره
پاسخ:
یاد حرف کافکا افتادم که همیشه میگمش ...
نوشتن بیرون جهیدن از صف مردگان است :) ایجانم ..
همیشه می نویسم
۱۲ تیر ۹۷ ، ۲۰:۴۳ 🍁 غزاله زند
بنویس و دنبال دلیلش نگرد...
شاید یه روزی بفهمی که چرا مینوشتی :) 
پاسخ:
اوم می دونم چرا می نویسم پس می نویسم :))

۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۹:۴۵ هالی هیمنه
برای من هم جالبه.. شما دقیقاً جایی هستید که چند سال بعد من بهش می‌‌رسم. :)

اگه بخوایم با این منظر پیش بریم، خیلی از کارهایی که ما انجام می‌دیم پشتش دلیل محکمی نیست، و چندان اهمیتی هم ندارن. مثلا هر چند وقت یکبار برای خودم سوال میشه زندگی کنم که چی؟ و می‌بینم زندگیم و زنده بودنم چندان اهمیتی نداره. تا حالا خیلی مسیرها بوده که با همین سوالا از ادامه دادنشون صرف نظر کردم، چون تهشون چیزی نبود که می‌خواستم. یعنی دقیقاً نمی‌دونم چی می‌خواستم، ولی می‌فهمیدم چیزی که ته اون مسیره، اونی نیست که من می‌خوام. نوشتن تنها چیزی بوده که می‌تونستم با اون احساس قدرت کنم و در انتهای مسیرش هم اون گنج اسرارآمیز رو ببینم و از تک تک لحظه‌هایی که توی این مسیر بودم لذت ببرم. و به این نتیجه رسیدم که نوشتن و غرق شدن توی دنیای خیالی‌یی که خودت ساختی، تنها چیزیه که ارزش زندگی کردن رو داره. یا حداقل برای شخص عزلت‌گزینِ انزواطلبِ درونگرایی چون من اینطوره. یه جورایی حس خدایی به آدم دست میده. :))
پاسخ:
اوم موافقم خیلی کارهایی که انجام میدیم صرفا احساسمون تو اون لحظه اس ... و اینکه ادم همیشه اخرش بلاتکلیف میشه و احساس قدرت هم واقعا باهاش موافقم و اینکه منم خیلی دچار انزوا می باشم و خیلی دوستش می دارم و هر روز که می گذره دوست تر می دارمش ... و می خوام کلی رشد کنم تو این انزوا با فیلمها و کتاب ها ... دنس وید بوکس ان موویز ان میوزیک ان ... :) من عاشق دنیای خیالی خودمم و هر ادمی اینطوره و این یه منطقه امنه که ما داریم و خیلی خوبه که می تونیم بهش پناه ببریم ... مقسی که با عشق می خونین و کامنت می ذارین :)
۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۰:۳۰ دختری از جنس باد
ممنون که نمیری
پاسخ:
مقسی عزیزم فقط بین نوشتن و ننوشتن تو دوراهی بودم وگرنه خیچوقت رفتن نمی کنم :-D اووم همین چند دقیقه پیش یه تکست نایس نوشتم گذاشتم تو پیجم ... اگه دوست داشتی بخون ... @chandelle19
۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۰:۲۲ هالی هیمنه
من هر چند ماه یکبار مسئله‌ام میشه: نوازندگی یا نوشتن؟ و طی روال همیشگی، نوازندگی رو انتخاب می‌کنم و پس از اندک زمانی برای رهایی از سیاه‌چالِ پوچی به نوشتن رو میارم، و با خودم می‌گم فقط یه هوسِ زودگذر بوده؛ و اینطوری خودم رو از پریشانی در میارم.

حقیقتاً توی این دنیا چیزی ارزشمندتر از نوشتن ندیده‌ام تا حالا؛ و نمی‌دونم در آینده چیزی بهتر از اون رو می‌تونم پیدا کنم یا نه. البته منظور من از نوشتن، این نوشته‌های وبلاگی و حدیث‌نفس‌هام نیست. :)
پاسخ:
چه جالب منم سال ها مساله ام این بود و هی میشه مس شما چون قبلا پیانیست بودم ... اوم من همش میگم بمویسم که چی؟! چه اهمیتی داره ... 
۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۰:۱۸ دختری از جنس باد
😔😔😔
پاسخ:
خسته تر از انم که بگویم به چه علت ... ولی می نویسم ;-) از وبلاگ هم نمیرم هیچوقت ...
۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۰:۰۰ دختری از جنس باد
خالی بشی
اسوده بشی 
نوشتن خیلی خوبه
پاسخ:
نمی تونم ... حس می کنم دیگه تا ابد مایلم به پر بودن ... من دیگه هیچوقت خالی نمیشم ...
۱۱ تیر ۹۷ ، ۲۳:۵۴ دختری از جنس باد
نوشتن
پاسخ:
همش به خودم میگم بنویسم خب که چی؟! 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">