Solange :)

۳

ساعت هفت شده ... در حالی که دست ها و پاهام مثل همیشه میت وار و یخ ... در حال میگرن و حس و حال کمی تا قسمتی ابری ... دارم به نمایشنامه تو ذهنم فکر می کنم ... اروم و یواشکی تو ذهنم بهش فکر می کنم و لایه های سطحی رو در می نوردم تا به عمق برس ... میدونی اینکه ادم یه کرکتر خلق کنه و داستانشو بنویسه, یکی از قشنگ ترین لذت های دنیاس ... اینم یه راه مست بودنه ... بودلر میگه همیشه باید مست بود ... تا زیر بار سنگین زمان له نشی ... اینکه با خودت حرف بزنی و انتخاب کنی که اون کرکتر از کجا شروع کنه و چرا و چطور, خیلی لذت بخشه ... شخصیتی که دارم بهش فکر می کنم ... یه مرد تنها و خسته اس ... مردی در دهه ی چهارم زندگی و شاید در استانه ی پنجاه سالگی ... یه مرد ... یه زن ... و انبوهی از حرف های نگفته ... نامه های ننوشته ... کافه های نرفته ... سیگارهای نکشیده ... خیابونای گز نکرده ... 

نظرات  (۳)

۱۷ دی ۹۶ ، ۲۲:۰۹ گرافیست ارشد
آهان ممنون ..
۱۷ دی ۹۶ ، ۰۰:۲۱ گرافیست ارشد
حالا سولانژ چی هست ؟! :)
پاسخ:
چییی هست؟! :)) سولانژ اسم اصیل فرانسوی به معنای بلدمرتبه و باوقار ... اسم منه
اره واقعن میفهمم حس و حالتو ، خلق یک زندگی و یک داستان وافعن واقعن چیز  لذت بخشیه 
پاسخ:
اووم ... الان داشتم شرلوک می دیدم ... شرلوک هولمز اِن داکتر واتسِن :) الهام بخخخخش :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">