Solange :)

۸

به نام او

1. خب از کجا شروع کنم!؟ :) اصلا روایت داریم باید در هفته یه روز مخصوصِ وب خوندن و کامنت گذاشتن باشه ... هی خوندن و غرق شدن تو دنیای رنگی رنگی ادم های کاغذی، ادم هایی خوده واقعی ان در عین مجازی بودن! ادم هایی که واسه من و تو می نویسن، واسه سایه شون، مثل هادی جان صداقت ... بعد از نوش جان کردن سنگکِ جان و کره و مربای نارنجیِ هویج و یه ورزشِ ملو، اومدم سر حال و نایس بشینم به خوندنتون و کلی کامنت های گل گلی بذارم :) نوشتن همیشه دغدغه ام بوده و هست و چه لذتی بالاتر از این ... در حال یه جزِ چیل اَوتم و دونه دونه کماتی که می خوان رو این صفحه ی سفید بیانو تو ذهنم طرح می زنم ... چه اقتداری داره این جز! منو یاد اقتدار اقام مارلون انداخت و گادفادر! هووف :) ... عجب ویولنی ... رفتم به انگلستان قدیم، لاندِن ... وسط پیپ های گرون قیمت و پالتوهای زمستونیِ سریال پوارو، خانم مارپل ، موسیو سلفریج و دون تون ابی ... :) جیزس کرایس! ...

2. خب بهتره یکم از شاهکاره دیشبم بگم :))) طی یه حرکت خودجوشِ انقلابی به پیج اصلی اینستام حمله ور شده و تموم چهارصد تا پستِ جان که شامل تموم تکست هام در طی دو سه سال می شد رو یک جا بلعیدم! (پاکیدم!) :))) پست هایی با بیش از دو هزار لایک و کامنت و ده کیلو فالوور:)) الان فهمیدین اخر شجاعتم یا نه؟! :))) بله! ادم اگه بخواد پیشرفت کنه و واقعا از مجازی دور باشه باید بزنه در کمال اقتدار دخل پست های جانشو بیاره و زین پس هر وقت دلش هوای تموم پست ها و تکست های اینستا رو کرد فقط هی پشت هم مارک کنه که بعدا بخونه! تو یه روزی دقیقا به همین نام! روز وبلاگ خوانیِ جان! یه روز بنفشِ جیغ :)) حالا نمی دونم چرا بنفش هر رنگی دوست دارین اصن همون :)) نارنجی، سبز فسفری، آبیِ جان ... خلاصه که به طرز وحشتناکی هیولای درونگرای درونم بهش برخورده بود که تکست هام همینطور دم دست همه باشن و هرکی رسید هر طور خواست باهاشون برخورد کنه! حتی به پرایوت بودن اکانت هم راضی نشدم، این شد که زدم ترکوندمشون! البته ناگفته نمونه فایل pdf شونو دارم واسه خودم! (یعنی واقعا انتظار داشتی همه تکست های جانمو با اون همه زحمت تو این سال ها، به فنا بدم بی هیچ کپی ای چیزی؟! :))) حالا با ارامش محض اینجا می نویسم :)) بی هیچ ردی از خودِ واقعی تو این کهکشان مجازی :) ...

3. می خوام بشینم تموم پنج شش تا هفته نامه و ماه نامه ی کرگدن و داستان همشهری که دوست جانم زحمت خریدشو واسم کشید، سر حوصله ورق بزنم و از عطر کاغذ هاش مست بشم و در حالی که نگاهم با ولع داره واژه ها و عکس های هر صحفه رو می بلعه هی بخونم و خونم پر از الکل داستان بشه :) ...

4. بعد از کلی عشق بازی با مجله های جان، وقته دو ساعت رادیو بی بی سی لاندن یوکِی گوش دادنه و عشق و عشق با اون اکسنتِ پرستیدنیِ بریتیش ... و بعد از اون نوبت گوشِ جان دادن به فیلم های جانِ با چشم های بسته و رفتن به وادی خیال :) ... اَن ذِن بلعیدنِ واژه های امروز و ممورایزینگ دِم بای هارت! :)

5. بعد از خوب خوندن و گوش دادن نوبت می رسه به دیدن :) دو سه قسمت مونده تا پایان فصل دوم StartUP ... و شوق دارم واسه دیدنش و مخصوصا مارتین جانم که دیشب خوابشو دیدم! جیـــــــزس! :))

6. و دیگه اینکه من بابِ دوست های واقعیِ مجازی، نامه نگاری، شور و شوق زندگی، دلخوشی های شیرینِ ادامه دادنِ این جاده ی درازِ رنگی و خوابی که دیشب دیدم، چیزهایی هست که نمی دانی و به زودی خواهم گفت :)

نظرات  (۸)

۰۵ بهمن ۹۶ ، ۰۸:۴۵ آسـوکـآ آآ
به به
این همه حالِ خوب
موندگار باشه الهی :)
پاسخ:
مقسیی عززیزم :-)
من خدا رو شکر اینستا ندارم ولی این لامصب توییتر به شدت وقتن رو میگیره در حالیکه میتونم کتاب بخونم در همین زمان
من هم باید یه فکری به حال این قضیه کنم.
پاسخ:
اوووم موافقم منم خدارو می شکرم که توییتر ندارم :-D جییزس 
تا مدتهای مدیدی معتقد بودم دنیای مجازی باعث خراب شدن دنیای واقعیم شده، چون واقعا معتاد این فضا بودم.واسه همین هر وقت میخواستم حرکت مثبتی کنم در جهت بهبود حال و احوالم ، میزدم وبلاگ هامو میترکوندم! گاهی حتی فیس بوکم رو هم دی اکتیو میکردم:))))

الان دیگه نه .... تقریبا درصد اعتیادم به این فضا و نوشتن 5 درصد هم نیست.

پاسخ:
اوم دقیقااا منم از مجازی استفاده می کنم ولی اعتیادی بهش ندارم. بیشتر استفاده من از اینترنت رادیو و مطالعه و دانلود و یوتوبه اخه تلگرام که اصلاااا به ندرت :-D اینستام که میگم سک سک و میام بیرون :-D
با ده کا خوب میشد پول درآورد
پاسخ:
اوووم موافقم :-)
چقدرررررم پرانرژی :))) دمت گرم :)))
پاسخ:
مقسسییی عزززیزم :****
کامنتات واقعا گل گلین:)) هومم، به نظرم تو سرخابی هستی.رنگت تو ذهنم اینطوری پخش میشه:)

اع داشتی از اینستاگرامت میگفتی و اونهمه لایک گفتم لابد پیج پرایوت نیست و میتونم ادرسشو بگیرم یهو بیشتر خوندم دیدم زدی ترکوندیش=))چه خوب، پس قراره اینجا ازت بیشتر بخونیم^ـ^

چقدر این مجله کرگدن دوست داشتنیه،زیاد فرصت نمیکنم بخونمش با کتابایی که میخونم، ولی هرچند بار گرفتمش کلی کیف کردم از ورق زدنش و اون بوی کاغذا
با خوندن پستت هوس کردم برم جلد امروزشو بخرم،سه شنبه هم هست.بعدش ادم بیاد بخونه موزیکای فرانسوی پلی کنه به یاد سولانژ قهوه بخوره، البته یادم هست گفته بودی کافئین زیاد بات سازگار نیست:))


پاسخ:
چه نااایس! موقع نوشتن این تکست اتفاق خیلی سرخابی هم تو ذهنم بود، تله پاتی شد ببین :)))
مقسی که گل گلی می بینی و می خونی منو :) اره عزیزم البته الان با پابلیک هم فرقی نداره چون صفر پست می دارم :)))
ولی ایدیم اینه bleu.gris.noir ... صرفا واسه دیدن پیج گفتم وگرنه دیگه هیچی اونجا نمی نویسم و اگه پستی بذارم به همون ادرسیه که تو چند تا پست قبلیم گفتم :) jasminnoir19 ... ولی هروقت خواستی یکی از تکست هامو بخونی عزیزم حتما واست می فرستم ... فقط از تو نت جمعشون کردم چون هیولای درونگرای درونم می خواد مخفی و نامرئی باشه و زندگیشو بکنه ... وقتی زیاد شدن ایشالا با ناشر صحبت کردم واسه چاپ :) اوووم قراره دیگه اینجا بنویسم و خوشبخت باشم واسه خودم :) اووف این کرگدنم با اون داستان همشهری عشق منن باورت نمیشه الان کرگدن های چند ماهو دارم تو کمدم که سر فرصت بخونم! ولی حتمااا هر هفته دوست جانم برام می گیره چون کیوسک لانتوریِ نزدیک ما نداره! وگرنه لذت مجله و کتاب خریدن اصصن یه چیییز دیگه اس! نیمی از راهه :) هر هفته مجله رو می گیرم چون اگه از هفته رد بشه دیگه خیلی سخت گیر میاد و تقریبا میشه گفت دیگه نیست :))) ایجانم که پستم به هوست انداخت ... ولی قشنگم از امسال دیگه کرگدن شششنبه ها منتشر میشه به جای سه شنبه ها! :) اوم و موزیک فرانجوی هم که عمیقا هستم پایه ات ... چه جالب که به یاد من قهوه میزنی و موزیک و کلا تو فکرت چرخ می خورم ... توام واسه من همینطوری و خیلی از بلاگرا ... کلا من ادم خیالبافی ام ... هی فکر می کنم و واسه ادم ها قصه می سازم و تصورشون می کنم در حال انجام تلخ و شیرین هاشون :) ... اوم و درمورد قهوه ام ارههه اصلا به هیچ وجه نمی تونم حتی بوش حالمو بد می کنه .. من روانی لته هستم و بعد کاپوچینو و هات چاکلت فقط اینان که یکم بیشتر باهام سازگارن هنوز و کات نکردن :))))
هیچ کدوم ^.^
پاسخ:
سو وات د فاز؟! :)))
:/
پاسخ:
این یعنی من خیلی شاخم یا چی؟!
این یعنی من اصلا از اونا نیستم که کامنت یه کلمه ای می ذارن تا بقیه که نظراتو می خونن واسه وبم تبلیغ حساب شه؟!
هوم؟! وات د فاز؟! :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">