Solange :)

۹

گاهی خیلی نامحسوس و ناخواسته مدت ها درگیر و مغروقِ ادم های بی کیفیت زندگیمون می شیم ...

ادم هایی که از همون اول واسه رفتن اومدن و بوی رفتن میدن ... ادم هایی که رسالتشون به هم زدن چرخه تعادل ماست و به چالش کشیدن باورهامون ... ادم هایی که می رن و ردپای کثیفِ چرکتابی از خودشون تا ابد به یادگار می ذارن ... گاهی به غلط، غرق می شیم تو این ادم ها ... بی اونکه تماشا کنیم حتی از پشت شیشه، ادم های درستِ زندگیمونو، که دارن اب می شن و از دست می رن ... حتی اگه همین نزدیکی ها باشن ...

تو یه بزرگراهِ تاریکیم ... تو قلب شهر، با میلیون ها ماشین در جریان ... صدای گیرای موزیکِ دیپ هوسِ لعنتی رو صد برابر می کنم با دوران انگشتم رو دکمه ی ضبط ... حرکات نرم و اهسته ام پشت فرمون و سری که به چپ و راست تکون می دم و با بیت ضرب می گیرم ... عطر تلخ و گرم ژَسمین نواق با بوی تند و کلاسیکش می خوره تو صورتم ... آه ... از زیر عینک موهای جو گندمیشو زیر و رو می کنم ... نگاهی که مثل یه دسته رز وحشی می پاشم لای موهاش ... سری که بر می گرده و چشم های تیله ای ِ من ... دود آبی خاکستری سیگارش و مه غلیظ تو ماشین ... خط های سفید کف جاده ... پشت به پشتِ هم ... چراغ های سدیمیِ فریمِ جاده ... نارنجی، نقره ای، براق ... نفس می کشم، عمیــــق و عطر سیگار و بوی تنش، چه شاهکارِ تراژیکی ... تیله ی چشم هاش می درخشن و پایی که رو پدل گاز فشار می دم ... شکوه احساس، ادرِنالین و پیچ به راست، دستم رو دوازدهِ فرمون و سیگاری که از لب هاش جدا میشه و لای لب هام ... شاندل ...  

نظرات  (۹)

سولانژ از دیروز که این پستُ خوندم خواستم البته همون موقع این نظرُ بدم ولی خیلی ذهنم درگیر این عطرِ که شد نوشتی. من خیلی جزئی بینم در واقع :)
همش دوست دارم زودتر بوشُ حس کنم. البته امروزم بیرون بودم از کنار چندتا عطرفروشی گذشتم منتها یادم نبود... همش حس میکردم که ی کاریُ دارم نمیکنم! ولی... یادمم نبود. الان که این پستُ دیدم یادم اومد
پاسخ:
:) ... نایس ...
۱۶ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۵۸ ابوالفضل ;)
نمی دونم چرا رفتم توی فکر که من برای چند نفر اون آدم بی کیفیته بودم و واسه چند نفر دیگه آدم درسته...
پاسخ:
اوووم منم الان رفتم تو فکر! ... واقعا چی بودیم واسه کی؟!
۱۶ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۳۴ 🍁 غزاله زند
چقدر توصیفات ریز و ملموس و خوبی داشت :)  دوست داشتم 8) 
پاسخ:
مقسیی از نگاهت قشنگ خانوم :-*
۱۵ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۰۰ علیـ ــر ضــا
چه لذتی بردم از این متن 
چه انتخاب خوبی 
پاسخ:
مقسی از نگاهت موسیووو :)
انشالله... :)🙏
بله خیلیم نایس بود. ^_^
پاسخ:
مقسی، قربااانت :)**
۱۵ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۰۶ ·|انار کــ^-^ــ|·
خیلی قشنگه^_^
اصن تو بنویس من میخونم ویس میگیرم واست میفرستم😂💙
پاسخ:
مقسی عزیزم! ایده ی توهم قشنگ و نااایسه! اتفاقا منم خیلی ویس می گیرم ...
تو فکر پست های ویسی هستم :***
خوشحال میشم اگه دوست داشته باشی ویس بگیری تکست هامو :)
۱۵ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۰۳ محسن رحمانی
خیلی خوب نوشتید .
پاسخ:
مقسی از نگاهتون
دختر تو برو و فیلم نامه نویس شو. :))*
پاسخ:
ایجانم :* :) عاشق نمایشنامه و فیلم نامه ام ... دارم هی مشق می کنم که ایشالا یه روز فیلمنامه هم بنویسم :)
نایس بود؟ خوشت اومد؟ شاندل ...
۱۵ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۵۳ محسن رحمانی
:)
پاسخ:
:) نظرت چیه؟!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">