Solange :)

آخرین مطالب

دارم یه چیز خفن می نویسم! ...

در حال کرکتر پردازی می باشم ... جاتون خالی ... واسه من که هیجان داره ...

همین الان سر کلاس تدریس خریااام, تدریس تعوری ها! :))) و خیلی یووونیکم اون عزیزدلو دیدم قبل کلاس, رفتن تو اتاقش و باهاش حرفیدم کارتشو به یادگار گرفتم و سررسیدشو با یه خاطره توش با خط یووونیکش بهم داد هدیه ایجاااانم و کتابمم شروع کرده بود به خوندن و سو نااایس ... خدایااا شکرت ... رو مود نایسم هی جذب می کنم و عشق می کنم ... اووم دارم ادامس توت فلنگی می خورم :-D چون بهش تعارفیدم و اونم داره می خوره ایجانم و همه چی اوکی همه چی یونیک ... امیدوارم نایس باشین ... و اینکه چی بهتر از اینکه منم برم باهاشون جلسه کتابخوانی جاااااااانم ... هرویین منین همتون :-D الان ال اس دی وار هرویینم :-D و اینکه خوشحال باشین و به مووود خوب ایییمان بیارید!که رسما معجزه می بینید! آرهههههه

خیلی تنهام ... دلم می خواد یه مرد خوب واسه خودم داشته باشم ... یه زن با دنیایی از زنانگی بدون یه مرد، بدن عشق، بدون فوران احساسات مثل ماهی مرده رو آبه ... اخ دلم گرفته ... چرا نباید الان با اون لعنتی تو یه خونه باشم؟! چرا نباید زیر یه سقف باشیم ... لعنت به جبر جغرافیایی و پستی ادم ها و نبود مرد خوبم و خیلی چیزها ...

یه مرد که مدت هاست زندگی زناشوییش از هم پاشیده،

چند ساله داره تنها هرطور که هست زندگی می کنه و همه چیز رو پذیرفته

یعنی خیلی سخته ... یعنی تا اخر دست این زندگی نکبتی رو خونده!

فقط برام سواله لعنتی چطور تونسته؟!

چطور تونستی و می تونی؟!

چطور من بتونم؟!

نمیشه از هیچکس مطمئن بود و به عشقش اعتبار بخشید ...

اخ ... چقدر رنج رنج رنج ...